راستش از شراره ترسیدم و گفتم تا ۱ نشده یه چیزی بنویسم.

لطفا ازم دلخور نشید چون اصلا وقت برای وبلاگ بازی و اینترنت نداشتم و فکر کنم حداقل برای چند ماه شروع کارم وضع همینطوره . از ساعت ۸ صبح تا ۵ که سر کار هستم البته به جز زمانهایی که تحویل پروژه داریم در غیر اینصورت مثل دیشب ممکنه که ته ساعت ۱۰ سر کار باشم و تا میرسم خونه ساعت شده ۱۱ و شیرجه میزنم توی تختخواب

.علاوه بر اینها بعضی شبها کلاس هم دارم و باید درس هم بخونم . به قول شوشو آمریکا عمری کار

ولی با این همه سختی از اوضاع موجود راضیم. شوشو هم که کارش عوض شده و اونم خیلی مشغوله و اما در مورد ماجرای ازدواج در اولین فرصت این کار را میکنم ولی شروع دوران دوستی من وشوشو به ۱۲ سال قبل بر میگرده و یه کتاب میشه که باید دنبال یه وقت آزاد بگردم. سعی میکنم به زودی برگردم و به همتون سر بزنم.