تبليغاتX
آویسا
راستش از روزی که با مهدیس جون آشنا شدم انگار یه تغییر بزرگی تو زندگیمون رخ داده که خیلی خوشحالم چون این دوست عزیز همیشه به ما محبت داره و سراغه ما را می گیره و من یه جورایی بهش وابسته شدم و هر جایی که می خوام برم یادش می افتم . این دوست خوب من پشتوانه خوبی توی این شهر غریبه و امیدوارم که همیشه مثل دو تا خواهر خوب برای هم باشیم . در ضمن باز شدن این وبلاگ هم از برکات وجود این خانومه. امیدوارم که همه آدمها طعم دوست خوب داشتنو بچشن.

+ نوشته شده در  Tue 20 Feb 2007ساعت 10:15 AM  توسط آویسا  |